تاملی بر حاکمیت فرزندان در قلمروی خانواده
بروزتحولات بنیادی و تغییرات جدی در مناسبات خانوادگی گفت:در این ساز وکار،نیازهای فرزندان و تامین آن در اولویت اول قرار دارد و به واقع والدین در مرتبه بعدی قرار می گیرند.
جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی عنوان کرد:به واقع در چنین شرایطی به تدریج حاکمیت و اقتدار فرزندان،آنچنان تقویت می شود که سهم قدرت فرزندان در نظام خانواده بسیار فراتر از اقتدار والدین است.
وی افزود:در چنین عرصه ای،سرنوشت فرزند بر تمامی الزامات و ضروریات خانوادگی تفوق و چربش دارد و بعضا شاهدیم برای موفقیت فرزندان،نه تنها پدر یا مادر خانواده،بلکه تمامیت یک زندگی هزینه می شود.
شرافتی گفت:فرزند سالاری،تنها به قشر جوان یا نوجوان جامعه و نقش آفرینی آنها در نظام خانواده منتهی و خلاصه نمی شود و به واقع امروز شاهد هستیم،حتی فرزندانی با سنین پایین و حداقلی که از آن به عنوان کودک یاد می شود در برخی تصمیم گیری ها و جهت دهی مسیر حرکت خانواده موثر هستند.
جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی عنوان کرد:نخستین عامل تاثیرگذار در بروز این پدیده با امتیاز دهی و قائل شدن مزایای متعدد برای فرزندان کلید می خورد و به تدریج این رویه بستر و شرایطی را فراهم می کند که فرزندان روز به روز از قدرت و اقتدار بیشتری برخوردار می شوند و عملا این والدین هستند که مطیع فرامین فرزندان می شوند و در برخی خانواده ها این رویه بصورتی کاملا محسوس،ملموس و تحکم آمیز صورت می گیرد و در برخی دیگر در پوشش حجب و حیا بروز پیدا می کند اما خروجی هر دوی آنها در یک عبارت خلاصه می شود:تصمیم گیری نهایی با فرزندان است.
*آسیب های نظام فرزند سالاریکی از تبعات چنین رویه رفتاری و مناسبات درون خانوادگی را می توان در تصمیمات غلط و غیر منطقی جستجو کرد که در سایه حکمرانی فرزندان ایجاد می شود.
شرافتی در خاتمه یادآور شد:تقسیم وظایف در نظام خانواده میان فرزندان و نظارت دقیق بر نحوه عملکرد آنها از دیگر مولفه های حائز اهمیتی است که آنها را از حاکمیت مطلق می رهاند و در چنین شرایطی،علاوه بر اینکه از بروز پدیده فرزند سالاری جلوگیری می شود،احترام و شان فرزندان و والدین خانواده نیز توامان با یکدیگر حفظ خواهد شد و در این صورت این کلیت خانواده است که از چنین مناسبات سازنده ای مُتِ
وی افزود:به هر حال ناپختگی و تصمیمات احساسی فرزندان در مواقع حساس،مسیر حرکتی خانواده را تحت الشعاع قرار می دهد و در این وادی،بعضا شکست های سنگینی به خانواده ها تحمیل می شود.
روانشناس و مشاور خانواده گفت:یکی دیگر از عوارض مخرب چنین پدیده ای را می توان در عدم استقلال و خود ساختگی فرزندان جستجو کرد،زیرا فرزند سالاری باعث می شود به تمامی مطالبات و انتظارات اولاد در نظام خانواده پاسخ داده شود و گاهی این موضوع به نوعی باعث بروز اختلالات رفتاری و عادت های غلطی می شود که در آینده و در فقدان والدین ،باعث بروز چالش ها و هزینه های سنگینی برای فرزندانی می شود که در روزگارانی تصمیم گیر اصلی خانواده بودند و به نوعی والدین،در پشت سر آنها حرکت می کردند.
*چه باید کرد؟
بدون تردید،علاقه مندی به فرزندان،نشات گرفته از یک حس عاطفی درونی و غریزی است که والدین نسبت به فرزند خویش دارند.
در این فرآیند،کنترل احساسات و اتخاذ تصمیمات معقولانه و به دور از هیجانات عاطفی ،ضرورتی است که باعث خود ساختگی فرزندان و بلوغ فکری شایسته و مطلوبِ آنها خواهد شد.
شرافتی (جامعه شناس)،در تشریح راهکارهای موثر در مهار و کنترل چنین عارضه ای گفت:برخی برای مقابله با فرزند سالاری،عرصه را آنچنان به نوجوانان و جوانان تنگ می کنند که گویی آنها از هیچ حقی در تصمیم گیری برخوردار نیستند.
وی افزود:این رفتار و رویه نادرست نیز مخرب و زیان بار است و به واقع باید ساز وکاری از سوی والدین لحاظ شود که در عین احترام به نظرات فرزندان،این ذهنیت و اندیشه ملکه ذهن آنها شود که در نهایت در نظام مشورتیِ خانواده،این بزرگان خانواده هستند که تصمیم نهایی را خواهند گرفت و فهم این موضوع که در صورت منطقی بودن نظرات،مطالبات،انتظارات و پیشنهادات،قطعا از ایده های سازنده آنها استفاده خواهد شد بواسطه نحوه تربیت و تعامل والدین با فرزندان محقق خواهد شد و در صورت حصول چنین امری به جایگاه های تعریف شده فرهنگی و ارزشی نظام خانواده خدشه ای وارد نمی شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۵ ساعت ۳ ب.ظ توسط (( عبدالله فراهانی))
|
بیندگان گرامی این وبلاگ می توانید یرای در یافت مقاله یا مطالب اقدام پژوهی در هر زمینه در قسمت نظرات پیام بگذارید.