بررسي تاثير ارتباط مستمر اوليا و مربيان در پيشرفت تحصيلي دانش آ مو ز ا ن1

 
 به‌طور كلي اكثر پدران و مادران به فعاليت‌هاي آموزشي فرزندان خود علاقه‌مند بوده و در فراهم ساختن امكانات و تسهيلات لازم براي تحصيلات موفقيت‌آميز فرزندان خود از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كنند. در واقع هر پدر و مادري خواهان موفقيت فرزندان خويش است

بر مبناي يك احساس و سنت ديرين مشخص‌ترين مسووليت خانواده در قبال زيست و رفاه فرزند خويش در تامين غذا، پوشاك، مسكن، بهداشت و تربيت خلاصه شده است. غذا و پوشاك و مسكن در چهارچوب تسهيلاتي كه خانواده براي خود فراهم مي‌كند تامين مي‌شود. در اين سه زمينه فرزندان خانواده‌ها در كنار ديگر افراد خانواده از امكاناتي كه نيازهاي آنها را رفع مي‌كنند بهره‌مند مي‌شوند.

بهداشت فرزندان خانواده در دو بعد مراقبت و پيشگيري و درمان يكي با مسووليت و كوشش خانواده و ديگري با مباشرت پزشك و سازمان‌هاي درماني شكل مي‌گيرد. پدر و مادر به انگيزه علاقه‌اي كه به حيات و سلامت فرزند خويش دارند، به فراخور امكانات اجتماعي و اقتصادي خود براي حفظ سلامت فرزند خويش اهتمام دارند.

در مساله تربيت، به‌ويژه از لحاظ جنبه‌هاي عمومي اغلب نقش خانواده كمتر از آن است كه انتظار مي‌رود.

شرايط اجتماعي امروز وضعي پيش آورده است كه در مجموع كوشش‌هاي پدر و مادر، آن تلاش عمده‌اي كه به هدف مشخص تربيتي متوجه باشد تقريبا جايي ندارد و دستخوش اغماض و بي‌توجهي است. اولياي بعضي از خانواده‌ها هنوز تصور مي‌كنند كه وظيفه پدر و مادر تهيه امكانات مالي و مادي و تامين نيازهاي اوليه فرزندان است و كار تربيتي را بايستي به مدارس واگذار كرد و با اين نقطه ديد كه مساله تربيت به مدرسه محول است از مهم‌ترين نيازهاي دوره رشد فرزندان خويش بي‌توجه مي‌گذرند و احتمالا به محض مشاهده رفتار نابهنجار در فرزندان خود مدرسه و معلم و ديگر عوامل تربيتي مدارس را مقصر مي‌پندارند.

در جامعه امروز مدرسه عملكرد تربيت كودكان را در چارچوب هدف‌ها و برنامه‌هاي مشخص تربيت عمومي عهده‌دار مي‌باشد. آموزش و پرورش عمومي به نيازهاي تربيتي هرگروه در قالب هدف‌هاي كلي تربيتي و رشد، كم و بيش پاسخ مي‌دهد اما طبيعت هر فرد را ويژگي‌هايي است كه در قالب برنامه‌هاي عمومي نمي‌گنجد و به چاره‌جويي و اعمال روش‌هاي خاص نياز دارد.

هدف‌ها و سياست‌هاي آموزش عمومي به شرايط طبيعي و متوسط هر گروه سني متوجه است و مدرسه را معمولا مجال آن نيست كه ضرورت‌ها و نيازهاي تربيتي فرد را نيز تشخيص دهد و به صورت مطلوب دنبال كند.

مجموعه اين نگرش‌هاي اولياي دانش‌آموزان و مسوولان مدارس، شرايطي را فراهم مي‌سازد كه دانش‌آموزان تحت تاثير برخي عوامل مخرب در فاصله بين خانه و مدرسه قرار گيرند. اين عوامل در برخي مواقع چنان تاثير عميقي بر شخصيت، رفتار و امور آموزشي دانش‌آموزان بر جاي مي‌گذارد كه كليه تلاش‌ها و زحمات اوليا و مربيان و معلمان را بي‌ثمر مي‌سازد. اينك در شرايط دشوار حاضر در هنگامه ورود به دوره تحولات فرهنگي و سياسي جديد، به نظر مي‌رسد كه اوليا و متوليان دستگاه تعليم و تربيت بيش از هر زمان ديگر كليه عوامل تاثيرگذار بر رشد و شخصيت كودكان و نوجوانان را شناسايي و نسبت به كنترل عوامل بازدارنده اقدام كنند.

تربيت صحيح كودكان و نوجوانان كوشش و همكاري متقابل خانواده و مدرسه را براي شناخت و چارجويي مسائل روزمره تربيتي ايجاب مي‌كند. به‌طوري كه امروزه پيوند مستمر خانه و مدرسه و ارتباط متقابل اوليا و مربيان به عنوان يكي از مهم‌ترين اركان تعليم و تربيت مطرح است.آنجا كه پدر و مادر مسووليت تربيت فرزند خويش را يكجا به مدرسه محول مي‌كنند و از آن نيازها و ضرورت‌هاي تربيتي فرزند خويش كه در چارچوب تربيت عمومي و رسمي نمي‌گنجد، فارغ هستند و به انتظار نتايج تربيت رسمي، فرصت‌ها را از دست مي‌دهند دشواري‌ها و كمبودهايي پديد مي‌آيد كه همكاري و همفكري خانواده و مدرسه به‌موقع و به‌سادگي مي‌تواند در جهت رفع آنها موثر باشد.

مدرسه معمولا به ضرورت‌هاي تربيت فردي كمتر برخورد مي‌كند و كمتر مي‌رسد. چه بسيار ضرورت‌ها كه در ارتباط با نياز تربيتي يكايك كودكان و نوجوانان درخور توجه هستند و مربي و معلم به آنها برخورد نمي‌كند. به‌طوري كه آنها را نمي‌شناسد و تشخيص نمي‌دهد يا از آنها با چشم‌پوشي و اغماض مي‌گذرد و اين خانواده است كه در مقياس محدود مراقبت يا در اثر تماس بيشتر و مستقيم‌تر روزانه با ويژگي‌هاي فرزند، به اين نيازها برخورد مي‌كند و فرزند خود را بهتر مي‌شناسد.

خانواده‌ها اغلب از هدف‌ها و رئوس آموزش و پرورش رسمي و ابعاد آن بي‌اطلاعند و بنابراين ممكن است از نظر مسائل تربيتي مخالف با تربيت رسمي مدرسه‌اي عمل كنند. اين شيوه زماني تعديل مي‌شود كه بين مدرسه و خانواده تبادل اطلاع و تجربه معمول باشد و جنبه فردي تربيت را با همفكري متقابل شناسايي كنند و به چاره‌جويي نقص‌ها و كمبودها بپردازند.

همكاري خانه و مدرسه معلم را در شناخت مسائل ياري مي‌دهد و جنبه كلي روش‌ها و مقاصد تربيت عمومي را با ضرورت‌هاي عيني تربيت فرد هماهنگ مي‌كند. شناسايي كودكان و نوجوانان مستلزم آگاه بودن مربي به آن خصوصيات فكري و عاطفي و رفتاري كودك است كه در مدرسه ظاهر نمي‌شوند و از شرايط خانوادگي نشأت مي‌گيرند يا فقط در خانه و در ارتباط با محيط خانوادگي مجال ظهور و رشد دارند. براي مربي و معلمنيز در مساله تربيت و تعليم گاه و بيگاه مسائلي پيش مي‌آيد كه چاره‌جويي آنهامستلزم آگاهي از علت‌هايي است كه از شرايط خانوادگي ناشي مي‌شوند.

در انجمن‌هاي امروزه سعي بر اين ست كه گروه متجانس‌تري كه ديد و نظر تربيتي وسيع‌تر دارند به عنوان اعضاي انجمن برگزيده شوند و كار سالانه انجمن‌ها بيش از آنكه با نحوه اداره و تجهيز مدرسه و تهيه وسايل در ارتباط باشد با مسائل تربيتي و دشواري‌هايي كه مربي و معلم در جريان كار روزانه تعليم و تربيت با آنها برخورد مي‌كنند پيوند داده شود، سعي مي‌شود همكاري و همفكري مستمر اوليا و مربيان به منظور چاره‌جويي دشواري‌هاي روزمره و در جست‌وجوي روش بهتر و موثرتر تربيتي براي حل مسائل خاصي باشد كه در مجموعه روش‌هاي تربيتي پيش‌بيني نشده‌اند و براي آنها از تجربه‌هاي قبلي و مكتوب الگو و علاج مشخص به دست نيامده است. هنوز هم در اين زمينه تا حصول مقصود فاصله بسيار است.

از طرفي پيگيري توصيه‌ها و تصميم‌هاي انجمن‌ها تا حصول نتيجه نهايي و احساس اينكه بررسي‌ها و بحث‌ها و نتيجه‌گيري‌ها عملا سودبخش بوده است، بر قوام و دوام كار انجمن‌ها مي‌افزايد و ادامه آن تدريجا انجمن‌ها را در جهت مطلوب قرار مي‌دهد. يكي از عمومي‌ترين و موثرترين روش‌ها براي جذب مشاركت والدين و اولياي مدرسه، توسعه انجمن‌هاي اوليا و مربيان در مدارس است. اين نشست‌ها و گردهمايي‌ها بايد محتواي آموزشي داشته باشد.

خلاصه كلام آنكه نظارت، هدايت و حمايت مستمر والدين مي‌تواند موجبات رشد شخصيت و پيشرفت مطلوب تحصيلي فرزندان‌شان را فراهم آورد. معذلك خيلي از اولياي دانش‌آموزان به علل گوناگون از كار خود سر باز مي‌زنند و اين امر را فقط برعهده خود مدرسه و مربيانش مي‌گذارند.

نكاتي براي جذب اولياي دانش‌آموزان

انجمن اوليا و مربيان در جذب اوليا نكات زير را توصيه مي‌نمايد:

1-مديران مدارس و مسوولان انجمن‌ها با كرامت انساني و اخلاقي اسلامي با تمام اوليا برخورد نمايند.

2- در هنگام مراجعه اوليا اگر به علت نداشتن جا از ثبت‌نام فرزندش معذور هستيد اين معذوريت را با دليل و منطق براي آنان اثبات كنيد و در عين حال نسبت به ثبت‌نام فرزندش در آموزشگاه‌هاي همجوار او را راهنمايي نماييد. چون در همه حال مردم از ما انتظار ياري دارند.

3- هر زمان پدر و مادري جهت كاري به مدرسه مراجعه مي‌نمايند از آنها با خوشرويي استقبال و حتي‌المقدور نسبت به انجام تقاضايش با وي همكاري نماييد.

4- عدم توجه اوليا به مدارس را به حساب فرزندشان منظور نكنيد. مبادا خداي ناكرده دانش‌آموزي به علت عدم توجه پدر يا مادرش به مدرسه مورد سرزنش يا تنبيه قرار گيرد.

5- از نوشتن نامه تند و كنايه‌زدن به اوليايي كه نسبت به تعليم و تربيت فرزندان‌شان كوتاهي مي‌كنند شديدا خودداري كنيد.

به اميد آن كه مديران محترم آموزشگاه‌هاي كشور با رعايت حداقل اين نكات بتوانند بيش از پيش اوليا را به كنون باصفاي مدرسه فراخوانند و با تعاون و همكاري آنان رسالت خود را كه تعليم و تربيت آينده‌سازان اين مملكت اسلامي بهتر انجام دهند.

نتيجه‌گيري

با توجه به مطالبي كه بيان شد نتايج به‌دست‌آمده به شرح ذيل اعلام مي‌گردد:

1- تماس اوليا و شناسايي دانش‌آموزان محروم از محبت والدين (فوت يا متاركه والدين) به ميزان زيادي بر پيشرفت تحصيلي اينگونه دانش‌آموزان اثر دارد.

2- رابطه نزديك و تنگاتنگ والدين و مربيان مي‌تواند به مقدار قابل‌توجهي بر آگاه‌سازي والدين در پيشگيري از اختلالات عاطفي دانش‌آموزان كمك كند و در بهبود فرآيند آموزش و پيشرفت تحصيلي موثر باشد.

3- تماس اوليا با معلمين به منظور شناخت علل ناسازگاري و برخورد مناسب با دانش‌آموزان به ميزان زيادي بر رشد شخصيتي و پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان تاثيرگذار است.

4- داير نمودن كلاس‌هاي تقويتي و جبراني از سوي انجمن‌ براي دانش‌آموزان ضعيف از نظر درسي در پيشرفت تحصيلي آنان به ميزان قابل توجهي موثر است.

5- تبادل نظر علمي، حرفه‌اي، فرهنگي و اجتماعي والدين با دبيران در معرفي مشاغل اجتماعي به دانش‌آموزان دوره راهنمايي مي‌تواند بر تقويت انگيزه تحصيلي دانش‌آموزان بينجامد.

6- توجه به آموزش خانواده‌ها توسط كارشناسان علوم تربيتي و علوم اجتماعي و روحانيون محترم تا ميزان زيادي مي‌تواند به حل مشكلات و مسائل خانواده‌ها و سرانجام پيشرفت تحصيلي فرزندان آنان بينجامد.

7- اتخاذ شيوه‌هاي رفتاري متناسب با دانش‌آموزان از قبيل تنبيه، تشويق، انتظار متناسب با توانايي‌ها از طريق آگاه‌سازي والدين توسط مربيان مدارس بر بهبود روند آموزش و يادگيري موثر است.

8- وجود تضاد در شيوه‌هاي آموزشي و تربيتي ميان اوليا و مربيان تا حد بسيار زيادي بر روند آموزش و يادگيري و در نهايت بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان اثر نامطلوب مي‌گذارد.

9- كمك مالي و فكري اولياي دانش‌آموزان در غني‌سازي اوقات فراغت بر تداوم امر خطير آموزش و پيشرفت تحصيلي تاثير به‌سزايي دارد.

10- شناسايي دانش‌آموزان داراي مشكل اقتصادي و اعطاي كمك از سوي انجمن به آنان تا حد زيادي اين‌گونه دانش‌آموزان را به تلاش و كوشش واداشته و انگيزه آنان براي ادامه تحصيل تقويت شده و در نهايت بر بهبود روند آموزش و پيشرفت تحصيلي آنان تاثيرگذار است.

11- شناسايي دانش‌آموزان داراي مشكل جسمي نظير ضعف شنوايي، ضعف بينايي، كلامي و... و جلوگيري از گسترش اين عارضه‌ها سلامت روان و شخصيت دانش‌آموزان مذكور را به مخاطره نمي‌اندازد و به نسبت بر پيشگيري از مشكلات و مفاسد مي‌كاهد و بر پيشرفت تحصيلي آنان موثر است.

12- قبول پيشنهادات و طرح‌هاي مفيد آموزش كه از سوي انجمن ارائه مي‌شود توسط مربيان و اولياي مدرسه مي‌تواند سبب افزايش بازدهي مدرسه و پيشرفت روند امر آموزش در مدرسه گردد.

پيشنهادات

1- شناخت دانش‌آموزان محروم از محبت والدين به طور محرمانه صورت گيرد تا دانش‌آموزان ديگر مطلع نشوند.

2- مربيان در برخورد با اوليا اخلاق اسلامي را رعايت و اوليا را تنها هنگامي كه از فرزند آنها خطايي سر زده است به آموزشگاه دعوت نكنند تا موجب سرافكندگي و خجالت آنان گردد. بلكه بايد به‌گونه‌اي رفتار كنند كه اوليا هر ماه حداقل يك‌بار براي جويا شدن از وضعيت تحصيلي فرزندان خود به مدرسه مراجعه كنند و به تبادل‌نظر در اين زمينه با مربيان بپردازند.

3- به امر آموزش خانواده و تشكيل كلاس‌هاي آموزش خانواده توجه و عنايت بيشتري صورت گيرد.

4- به برگزاري هفته مشاغل در مدارس اهميت بيشتري داده شود.

5- پر كردن اوقات فراغت به وسيله والدين و با نظارت و هماهنگي مدرسه انجام پذيرد.

6- اعطاي كمك‌هاي مالي از سوي انجمن به دانش‌آموزان مستمند بيشتر گردد. البته بهتر است كه اين‌گونه كمك‌ها به صورت محرمانه و حتي بدون اطلاع خود دانش‌آموز باشد.

7- برخورد مناسب و محترمانه‌اي با دانش‌آموزان داراي مشكل جسمي مانند آنهايي كه ضعف بينايي و شنوايي و كلامي دارند بشود تا مورد تسمخر ديگر دانش‌آموزان قرار نگيرند.

8- مدرسه در حل مشكلات خود از والدين كمك و ياري طلبد و روي آنها حساب باز كند.

9- نشريه پيوند را براي اولياي دانش‌آموزان ارسال كنيم.

فهرست منابع و مآخذ

1- آيين‌نامه انجمن اوليا و مربيان واحدهاي آموزشي، وزارت آموزش و پرورش

2- پيوند: نشريه ماهانه آموزشي- تربيتي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، شماره 271

3- نگاه: نشريه خبري آموزشي- تربيتي، وزارت آموزش و پرورش، سال پنجم، شماره 61

4- جهانگرد، يدالله، آشنايي با انجمن اوليا و مربيان، انتشارات دفتر انجمن اوليا و مربيان

اصول پرورش حافظه؟

به نام خدا

در ادامه ی سلسله مطالب پیرامون “مهارت های مطالعه” در این قسمت به بررسی اصول پرورش حافظه می پردازیم.

1- نتايج اكثر تحقيقات نشان مي دهد كه حافظه ، قابل پرورش است و مي توان با آموزش هاي درست آن راپرورش داد و تقويت نمود.

2- مانند عضله ايكه مي توان با تمرين دادن تقويت كرد، حافظه را نيز مي توان تقويت كرد.

3- تقويت حافظه نه تنها به آموختن روشهاي تازه بستگي دارد ، بلکه به انگیزه قوی نیز نیازمند است.

4- نياز و همچنين تشخيص دقيق هدف و گام گذاشتن در آن را، مي توان عامل مهمي در شناسايي نكات كليدي مطالب به شمار آورد.

5- هر قدر مطلبي با مطالب ديگر در ذهن ارتباط داشته باشد حافظه ما آن را بهتر ضبط مي كند.

6- بر اساس منحني ابينگ هاس بعد از گذشت 24 ساعت تقريباً 70 % مطالب را از ياد مي بريم، بخاطر داشته باشيد حتماَ 24 ساعت اول پس از مطالعه هر موضوعي ، حداقل چند دقيقه آن را تكرار كنيد.

7- حالت آمادگي براي يادگيري يكي از راههاي تقويت حافظه است(قانون ثرندايك)

8- تكرارهايي كه بر طبق قاعده و نظم باشند بر نگهداري مطالب خوانده شده موثر است (ثرندايك)

9- بر طبق تئوري گشتالت، ار ابتدا مطالب را در قالب كلی و چهار چوب كلي فرا بگيريم تأثير آن در فراگيري بيشتر است.(از كل به جزء)

10- علاقه داشتن به يك موضوع از عواملي مهم در فراگيري يك مطلب بشمار مي آيد.

11- زمينه سازي و كسب اطلاعات مقدماتي و همچنين انگيزه هاي فراگيري يك مطلب و گوشزد كردن محاسن آموختن آن راه مناسبي براي ايجاد علاقه غير مستقيم و ثانوي به يك موضوع و در نتيجه حافظه بهتر است.

12- انتخاب آگاهانه موضوعاتي كه مطالعه مي شود و مطالبي را كه مي خواهيم ياد بگيريم باعث فعال سازي حافظه مي شود.

13- يك قاعده خوب براي گزينش مطالبي كه بايد از مطالعات متفرقه بخاطر بسپاريد آن است كه از خود بپرسيد چه چيزهايي را احتمالاً در هفته و ماه آينده و سال آينده و يا ده سال آينده مي خواهم بخاطر داشته باشم(اين موضوع كه بر مبناي اصل گزينش در حافظه, بيان شده است به طرز كاملاً مشهودي در هدفگذاري رعايت مي گردد)

14- دقت و توجه، يكي ديگر از مسائلي است كه باعث تقويت حافظه مي شود. وقتي وقت شما در تسخير انديشه هاي پنهان و گريزان است امكان آموختن وجود ندارد.

15- آغاز درست، سعي كنيد مطالب را از ابتدا صحيح و دقيق ياد بگيريد مطالبي كه در كارهاي بسياري از دانشجويان و دانش آموزان وجود دارد اين است كه موضوعات را بطور دقيق و عمقي مطالعه نمي كنند و باعث فراموشي مي شود. شك و ترديد از عواملي است كه حافظه را كند و ضعيف مي كند. حتي در فراگيري يك مهارت، واصول و مبناهاي اوليه، بسيار مهم هستند و هنگامي كه فردي مهارت لازم را در كاري بدست آورد اعمال ابتدايي آن بصورت يك كار عادي در مي آيد و ديگر نيازي به تمركز روي آنها نيست و قدرت تمركز براي كارهاي بزرگتر، آزاد مي شود.

16- تركيبي از بكاربستن و فهميدن يك موضوع نقش مهمي در تقويت حافظه نسبت به آن موضوع دارد. كساني كه وقتي مطلبي را مي خوانند، مي فهمند و عملاً آن را تكرار مي كنند تا بصورت ملكه ذهني درآيد به راحتي مي توانند مطالب فراگرفته شده را بخاطر بسپارند و تا مدت هاي زيادي آن را در حافظه نگهدارند و در مواقع مورد نياز فراخواني خوبي نسبت به آن داشته باشند.

17- آنچه را كه قصد مي كنيم و واقعاً مي خواهيم به ياد بياوريم بيشتر از چيزهايي كه بطور طبيعي مي بينيم ، مي شنويم و يا مي خوانيم، به خاطر مي سپاريم , متمايل كردن انرژي هاي ذهني به سوي يك هدف كه از آن به تمايل ذهني تعبير مي شود يكي از عوامل مهم در بخاطرسپاري مطالب بشمار مي آيد.

18- با رعايت كليه قواعد و اصول لازم ، بهتر است به حافظه اعتماد داشته باشيد تا در موقعيت هاي مختلف پاسخهاي مناسب تري بدهد.

19- ارتباط دادن موضوعات به خويشتن و وارد كردن خود در آن و پيدا كردن نقش آن موضوع در زندگي فردي و همچنين يافتن نقاط مشترك بين موضوع و زندگي روزمره و حالات انساني، يكي از موارد بسيار مهمي است كه حافظه را فعال مي كند.

20- ايجاد ارتباط سازي هاي منطقي(همخواني معقول) و برقراري ارتباطات بين موضوعات باعث مي شود تا آنچه را كه مطالعه مي كنيم و ياد مي گيريم بهتر در حافظه ضبط شود. به قول ويليام جيمز كسي داراي حافظه اي بسيار قوي است كه روي تجربه هاي خود تفكر و تأمل مي كند و تفكرات خود را بطور منظم به يكديگرارتباط مي دهد.

21- سازمان، (جايي براي هر چيز و هر چيزي در جاي خود) اصلي است كه بايد در حافظه حكومت كند يك حافظه خوب همانند يك سيستم بايگاني است كه به خوبي سازمان يافته و نگهداري شده باشد. وقتي كه مطلبي  اعلام حضور مي كند بايد تصميم بگيريم آن را قبول كنيم نگه داريم يا دور بريزيم پس از تصميم نگهداري بايد تصميم بگيريم آن را چگونه و در كجا و به چه ترتيبي و با چه قاعده و معياري نگهداري كنيم توجه دقيق به همين سلسله مراتب باعث ثبت قويتر مي شود(استفاده از طرحهاي شبكه اي و درخت حافظه و يادداشت برداري هاي منظم و سازمان يافته و همچنين الگوهاي سازماندهي شده خلاق راهي است بسيار مطمئن و كاربردي براي سازماندهي شدن مطالب در حافظه و در نتيجه فراگيري بهتر مطالب )

22- طبقه بندي مطالب براساس موضوع – مفهوم- حروف الفبا- زمان و تاريخ تشابه ها- تفاوت ها- ميزان دشواري- كاربرد وهر دليل ديگري راه مناسبي براي تقويت حافظه محسوب مي شود.

23- ريز كردن اطلاعات و تشخيص كل و جزء آن نقش زيادي در حافظه دارد. از آجايي كه به تعبير آقاي دكتر جيمزونيلند استاد دانشگاه نيويورك بلعيدن اطلاعات بيشمار بطور يكجا امكانپذير نيست بنابراين بايد  موضوعهاي گسترده را خرد خرد دندان زد و پايين داد. يك مجموعه علمي يا اطلاعاتي را مي توان با يك پازل بسيار بزرگ كه شامل قطعات كوچك بيشماري است مقايسه كرد. چنين مجموعه اي را نمي توان به درستي بازسازي كرد مگر آنكه يك ايده و نقشه كلي از نوع تصوير در ذهن داشته باشيم در فراگيري اطلاعات هم براي اين كه كل را بدانيم بايد از اجزا باخبر باشيم و براي اينكه اجزا را بدانيم بايد از كل آگاهي داشته باشيم.

(آن دسته از كساني كه با درخت حافظه و طرحهاي شبكه اي كار مي كنند به راحتي مي توانند با يك نگاه خيلي سريع به طرح خود، تشخيص دهند كه كل و جزء مطالب چگونه در آن نوشته مطرح شده است و خيلي زيبا و هنرمندانه نسبت به آن تحليل داشته باشند كه پس از گذشت زماني نه چندان دور به خلاقيت هاي خاصي نائل خواهند گشت و اطلاعات و معلومات آنها براي هميشه به خاطر سپرده مي شود.)

24- سعي كنيد اهميت و ارزش يك مطلب را تشخيص بدهيد و به آن علاقه پيدا كنيد يا دست كم ارزش به يادآوري آن و زمان آن را روشن نماييد.

25- توجه خود را با تمام حواس به آن معطوف كنيد.(استفاده از حواس ديگر نقش زيادي در حافظه دارد)

26- اطمينان حاصل كنيد كه آن را بخوبي فهميده ايد.

27- استفاده از يادداشت برداري هاي خلاق و هدفمند و با استفاده از رنگهاي مختلف كه جنبه هاي هنري خاصي در آن مشاهده شده بسيار توصيه مي شود.

28- استفاده از نظام هاي و ابزارهاي مختلف براي يادگيري.

29- استفاده از كدسازي(براي اعداد…)

30- استفاده از تداعي هاي تجسمي(فيلمنامه- تصوير برداري- نمايش)

31- براي اينكه تصاوير ذهني و تجسم مطالب براي تقويت حافظه موثر واقع شود لازم است شرايط زير رعايت شود:

1- تحرك                                              6- عجيب و اغراق آميز

2- مضحك بودن                                     7- ظاهر شدن ديگر حواس(مثل بو ،صدا و…)

3- رنگي                                              8- ارتباط سازي خلاق

4- تعداد زياد                                         9- تجسم دقيق وشفاف در ذهن

5- وارد كردن خود                                  10- آرامش در حين تجسم

منبع: kpsite.com